تبليغاتX
یک فنجان سکوت

پنجشنبه شانزدهم آبان 1387

روان شناسی روابط درون خانواده - دکتر علی اصغر احمدی

فهرست:

فصل اول

ويژگي‌هاي فضاي رواني حاكم بر خانواده

ـ سرمايه‌گذاري گسترده رواني

ـ برداشتن ماسك

ـ تنش‌زدايي

ـ سلطه‌گري و سلطه‌پذيري

ـ دوگانگي عاطفي و شناختي

فصل دوم

الگوهاي تعاملي خانواده

þ      الگوي پذيرا و پويا

þ      الگوي وابسته

þ      الگوي سلطه‌گر

þ      الگوي مقابله‌اي

þ      الگوي كناره‌گير

þ      الگوي نامنسجم

þ      الگوي زيستي

فصل سوم

þ      كاركردهاي خانواده

þ      كاركردهاي وضعي يا برآيندي

þ      كاركردهاي وظيفه‌اي يا مستمر

þ      كاركردهاي مأموريتي

Úمهمترين كاركردهاي خانواده

þ      كاركرد زيستي

þ      كاركرد رواني

þ      كاركرد فرهنگي تربيتي

þ      كاركرد اجتماعي

þ      كاركرد اقتصادي

فضاي زندگي

 Life space

شرايطي است كه چگونگي رفتار را تعيين مي‌كند.

ما انسان‌ها در شرايط مختلف، از خود رفتار‌هاي متفاوتي بروز مي‌دهيم.

رفتار

تابعي از خصوصيّات شخصي فرد و خصوصيّات محيط است.

خانواده

خانواده یک سازمان اجتماعی است.

روابط میان اعضای آن مهمترین عنصر شکل‌دهنده به این سازمان است.

نوع روابطی که میان اعضای خانواده حاکم است، جو خانواده را شکل می‌دهد.

شکل روابط رفتارها را می‌سازند.

رفتارها متقابلا روابط را شکل می‌دهند.

فضاي رواني حاكم بر خانواده

² مهمترين عوامل بوجودآورنده:

Ø       سرمایه‌گذاری گسترده روانی

Ø       برداشتن ماسک یا نقاب

Ø       تنش‌زدایی

Ø       دوگانگی عاطفی

1- سرمايه‌گذاري گسترده رواني

هر انساني براي انجام هر كاري مقداري سرمايه گذاري رواني مي‌كند.

عناصر رواني:

انرژي رواني: درست كردن چاي با غذا انرژي‌هاي متفاوت لازم دارند.

فعّاليّت‌هاي شناختي: تفكر، تخيل و ... حل كردن جدول در مقايسه با نوشتن مقاله.

دارايي‌هاي روانشناختي: كرامت انساني، ايمان، آزادگي، يقين، عشق، استقلال، سخاوت، وجدان،

سطح درگيري روانشناختي: انجام كاري سطحي براي يك غريبه در مقايسه كاري براي دل خود.

2- برداشتن نقاب (ماسك)

يونگ: انسان به شكل مادرزادي به سيستمي مجهز است كه موجب مي‌شود در شرايط گوناگون، چهره واقعي شخصيت خويش را پنهان كرده و با شرايط موجود رفتار كند.

او اين سيستم را ”ماسك“ ناميد.

انسان در شرايط مختلف اجتماعي، بخش‌هاي مختلفي از شخصيت خويش را پنهان مي‌دارد و به‌گونه‌اي رفتار مي‌كند كه بيشترين تطابق را با آن شرايط داشته باشد.

در اصل هر يك از ما، در موقعیّت‌هاي اجتماعي و در درون گروه‌ها نقشي را ايفا مي‌كنيم كه براي ما تناسب بيشتري دارد.

زن و شوهر با تشكيل زندگي مشترك، به تدريج ناگزير از كنار زدن ماسك از چهره خود هستند.

دلايل اين ماسك‌زدايي: 1- عامل ضروري          2- عامل اجتناب ناپذير 

3- تنش

حالتي بدني- رواني است كه انسان در آن احساس نا آرامي و ناراحتي مي‌كند.

نقطه مقابل آن آرامش، راحتي و سكون است.

تفاوت تنش با رنج و درد.

منشا تنش:   1- بيروني   2- دروني

انواع تنش : 1- فيزيكي  2- اجتماعي  3- فكري  4- معنوي 

تنش‌زدايي

از قديم الايام خانه و خانواده محلي آرام‌بخش و به دور از دغدغه‌هاي بيرون به شمار مي‌رفته و براي گريز از فشارهايي كه احساس مي‌كرده، به آن پناه مي‌برده است.

در واقع خانواده محلي براي تنش‌زدايي محسوب مي‌شود.

نقش هوشياري در احساس تنش

تنش‌هايي را كه انسان تحمل مي‌كند، ضرورتاً به آن‌ها هوشياري پيدا نمي‌كند.

تنش‌هايي كه هرگز به هوشياري نيامده و يا به دشواري مي‌تواند هوشيارانه مورد توجه قرار گيرند، ظرفيت رواني انسان را كاهش مي‌دهد، بدون اينكه انسان به‌خوبي بداند كه چرا تحمّل او در مقابل بعضي چيزها كم است.

بسياري از بهانه‌جويي‌هاي انسان، ناشي از همين ناهوشياري است.

افرادي هستند كه از چيزهايي رنج مي‌برند ولي نمي‌دانند آن چيزها چيست. به همين دليل مشكل خود را به عوامل و اشخاص موهوم نسبت مي‌دهند.

روش‌هاي تنش‌زدايي

1-       رفع نيازها

2-       استراحت

3-       ماسك‌زدايي

4-       برون‌ريزي‌هاي كلامي

5-       برون‌ريزي‌هاي عاطفي

6-       سلطه‌گري و سلطه‌پذيري

انسان‌ها در كنار هم، انواعي از روابط را با يكديگر برقرار مي‌كنند.

در فعّاليّت‌هاي سازماني برحسب ضرورت، فرد يا افرادي در موضع مديريت، سلطه‌گري پيشه كنند و عدّه‌اي نيز در موضع پيرو، سلطه‌پذير. و البته در چنين مواضعي، سلطه‌گري، نشانگر برتري و ارزشمندي، و سلطه‌پذيري، نشانگر بي ارزشي يا ضعف نيست. بلكه اين رابطه، يك ضرورت و الزام اجتماعي. اجتناب ناپذير است.

سلطه‌گري و سلطه‌پذيري

نوعي مقاومت پنهان در مقابل سلطه‌گري اجتناب‌ناپذير اجتماعي به چشم مي‌خورد. اين مقاومت، يك «تعارض» است.

مهمترين عامل عقب ماندگي ما ايراني‌ها، نوعي مقاومت دروني مردم ما در مقابل پذيرش سلطه مديران است.

براي حل اين تعارض، خوب است كه اين نكته را پيوسته در نظر داشته باشيم كه سلطه‌گري و سلطه‌پذيري، در روابط اجتماعي و سازماني امري اجتناب ناپذير است. لكن اين رابطه مي‌تواند به دو شكل تحقق يابد:

1- تعاملي و سازنده                       2- زورمدارانه و مخرب

سلطه‌گري و سلطه‌پذيري در خانواده

خانواده به‌عنوان يك اجتماع كوچك انساني ناگزير از سلطه‌گري و سلطه‌پذيري است.

درحقيقت خانواده براي استمرار وجودي خود ناگزير از اعمال سلطه است. و اين جو اجتناب ناپذير و حاكم بر خانواده است.

تفاوت مهم خانواده‌ها در اين زمينه ناشي از وجود يا عدم اين جو نيست بلكه تفاوت مهم در نحوه و چگونگي اعمال اين سلطه است.

سلطه‌گري و سلطه‌پذيري در خانواده

سلطه‌پذيري در خانواده، از زن و شوهر آغاز شده و با به دنيا آمدن فرزندان به سمت آنان نيز كشيده مي‌شود.

پيامدهاي مثبت و منفي اين رابطه بشرح زير است:

تعادل پايدار

تعادل ناپايدار

عدم تعادل

علل سلطه‌گري و سلطه‌پذيري زن و شوهر نسبت به یکدیگر

1-       احساس مسئولیت در حفظ کیان خانواده

þ     از رفت و آمد

þ     نظر اقتصادی

þ     زمینه بروز انحرافات

þ     توهم سلطه بر همسر

2-       آموزش غیررسمی

þ     ضرب‌المثل

þ     شوخی‌ها و افکار برجسته بین آنان

þ     نگرانی در مورد ایفای درست نقش

þ     داوری‌های منفی اطرافیان

3-       توانایی‌ها و مهارت‌های شخصی

þ     قدرت بدنی

þ     مهارت کلامی

þ     احساس عزّت نفس بیشتر

þ     خودآگاهی بیشتر

þ     منطق قویتر

علل سلطه‌گري و سلطه‌پذيري میان فرزندان و والدین

این فرآیند به شکل متقابل از همان سال اول زندگی ایجاد شده و گسترش می یابد.

علّت‌ها:

حساسیّت و مسئولیّت‌پذیری والدین

ظرفیت بالای یادگیری کودک

ابزارهای سلطه‌گري فرزندان

آنچه والدین را خسته و کلافه کرده و آنان را وادار به عقب‌نشینی می‌کند.

گریه‌کردن، نق زدن، اصرارکردن، پیله‌کردن و ...

آنچه که والدین نسبت به آن‌ها حساسیت داشته و استفاده از آن‌ها می‌تواند والدین را به واکنش وادار کند.

حساسیت والدین به درس خواندن، نسبت به رفتارهای صحیح اخلاقی، آبرو و حیثیت اجتماعی و ...

آنچه موجب هیجان والدین می‌شود. ترس عصبانیت و خوشحالی بسیار زیاد است.

تهدید به فرار، خودکشی، فحاشی و ناسزاگویی، حمله و پرخاشگری و ...

اشکال  سلطه‌گری در خانواده

سلطه متمرکز: تسلط یک فرد بر تمامی افراد خانواده.

سلطه سلسله مراتبی: سلطه با کمک و واسطه فرد دیگری انجام می‌شود.

سلطه توزیع شده: در این مدل سلطه‌گری حداقل بین دو نفر توزیع شده است.

دوگانگي عاطفي

وجود عواطف و شناخت‌های دوگانه، که ضد یکدیگرند.

وجود وهله‌هایی از دوگانگی در عواطف و شناخت زوجین.

مانند:

þ      دوست داشتن یا دوست نداشتن کسی یا چیزی.

þ      رضایت از زندگی و عدم رضایت از آن.

þ      تصمیمی که گاه آن را درست و گاه نادرست می‌دانیم.

þ      احساس درست بودن یا نادرست بودن عملی که انجام داده‌ایم.

دوگانگي عاطفي

با توجه به سرمایه‌گذاری گسترده روانی در تشکیل خانواده، و نیز مواجهه با مشکلات گوناگون از قبیل مشکلاتی که در اثر ماسک‌زدایی، تنش و یا آثار سلطه‌گری و سلطه‌پذیری درون خانواده، گاه هر یک از طرفین در مورد تصمیمی که برای ازدواج گرفته‌اند، دچار تعارض درونی می‌شوند. چنانچه این تعارضات درونی توسعه یافته و به بیرون سرایت کند اختلافات را دامن می‌زند.

این اختلافات دوگانگی را تشدید می‌کند و ممکن است در نهایت منجر به شکاف بین زن و شوهر شود.

دوگانگي عاطفي

وجود دوگانگی امری عمومی است،

آنچه مایه تمایز افراد از یکدیگر است،

میزان دوگانگی است.

توصیه‌های سودمند جهت پیشگیری از آسیب‌های وهله‌های نارضایتی و ناراحتی

صفحات 92 و 93

الگوهاي تعاملي خانواده

الگوي پذيرا و پويا

الگوي وابسته

الگوي سلطه‌گر

الگوي مقابله‌اي

الگوي كناره‌گير

الگوي نامنسجم

الگوي زيستي

كاركردهاي خانواده

كاركردهاي برآيندي

كاركردهاي وظيفه‌اي يا مستمر

كاركردهاي ماموريتي يا بحراني

مهمترين كاركردهاي خانواده

كاركرد زيستي

كاركرد رواني

كاركرد فرهنگي تربيتي

كاركرد اجتماعي

كاركرد اقتصادي

جهت اطّلاعات بيشتر به كتاب روانشناسي روابط درون خانواده مراجعه فرماييد.

نوشته شده توسط sokot در 7:49 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه شانزدهم آبان 1387

 
روانشناسي روابط درون خانواده
نوشته شده توسط sokot در 6:20 |  لینک ثابت   •